X
تبلیغات
مدیریت امور فرهنگی - ارتباط تصویری

تعاریف:

نقطه:1- کوچکترین جزء و کوچکترین عنصر سازنده یک تصویر.

       2- اولین محل برخورد هر جسم اثرگذار بر سطح اثر پذیر.

نقطه معرف یک مکان در فضا می باشد.از نقطه مفاهیم حقارت،ناچیزی،دوری،کوچکی و... برداشت می‌شود.

نقطه از خود انرژی ندارد یا به عبارتی انرژی آن درونی است هرگاه به نقطه انرژی وارد کنیم و آن را بر روی صفحه به حرکت درآوریم خط ایجاد می شود .

از تداوم نقاط که کنار هم قرار گرفته اند خط ایجاد می شود.

خط مرز بین اشکال است. اولین معلم انسان طبیعت بوده و بسیاری از مفاهیم نیز از طبیعت گرفته می شود.

انواع خط: خطوط صاف : مانند مرداب ، دریای آرام . در خط صاف کمترین انرژی به نقاط وارد شده.خط صاف افقی نشان دهنده : آرامش، سکوت، رکود، یکنواختی، روزمرگی، مرگ

خط شکسته: تلاطم، آشفتگی، هیجان ، ترس ، تهاجم، سرعت ،تیزی، برنده بودن، خشونت، تهدید

خط شکسته انرژی و هیجان زیادی دارد.

خط منحنی: انرژی آن بیشتر از خطوط صاف است . تداعی کننده: زندگی، شادی، شیطنت(از نوع مثبت)

خط عمودی: صلابت، قدرت، بزرگی، ایستادگی

خط مایل یا اریب: سقوط، عدم تعادل، ریزش . این خط بیشترین انرژی تصویری را دارد.

مثلاً یک عکاس با اریب کردن دوربین در یک پیست دوچرخه سواری انرژی عکس را بالا می برد و سرعت را نشان می دهد.

{سطح (شکل):سومین عنصر بصری است که دارای طول و عرض است. اشکال مختلف هندسی سطح هستند. فضایی دو بعدی که از حرکت خط بر صفحه پدید می آید.در میان شکل های هندسی (مسطح) سه شکل مثلث، مربع و دایره شکل های هندسی اصلی هستند. سایر شکل های هندسی به نحوی مشتق از همان سه شکل یا ترکیبی از آن ها می باشند. هرکدام از این سطوح که در وضعیت و شرایط مختلفی قرار می گیرند،بیان تصویری تازه ای را به خود می گیرند.


 

به هرکدام از این اشکال حالات و خصوصیاتی نسبت داده شده است که یا به علت شکل ذاتی آن ها بوده و یا به علت واکنش دستگاه روانی انسان ها و یا به دلیل تعابیر خاص فرهنگی و ...

مثلث: مثلثی که قاعده اش پایین باشد، دارای استحکام و شکلی پایدار است. بطور مثال از کوه(استقامت،استحکام)برداشت می شود. وبرعکس، هرگاه بر یکی از رئوس خود بایستد، حالت ناپایدار و تزلزل به خود می گیرد. مثلث، فعالیت، جدال و انقباض را تداعی می کند. و ابزاری است برای انتقال نیرو از نقطه ای به نقطه دیگر.

مربع: به این دلیل که از جهت یک ضلع روی زمین قرار می گیرد مستحکم و ایستاست، به مربع حالت بی حرکتی، صداقت و صراحت و نوعی تقدس نسبت داده شده است.

دایره: القای بی انتهایی، گرما و محفوظ بودن را دارد. و در کل به خاطر شکل دورانی اش، نوعی تحرک را القا می کند.


حجم:
حجم یک عنصر تصویری است که دارای سه بعد طول، عرض و عمق می باشد. حجم، سطحی است که در فضا حرکت نموده و از جهت سطح خود در عمق گسترش یافته است. که حجم ممکن است دارای نظم هندسی باشد یا از فرم نامنظم تشکیل شده باشد. حجم ها از توسعه و بسط سطوح اصلی مثلت، مربع و دایره تشکیل شده اند مانند مکعب، مخروط و کره. و حجم های نامنظم که از سطوح نامشخص بوجود آمده اند مثل صخره و قطعه سنگ و...
شکل وابسته به سطح است و فرم وابسته به حجم است.
حجم تو پُر دارای واقعیت بیرونی است و حجم توخالی دارای واقعیت درونی و بیرونی است.}(برداشت از سایت

Persiangfx)

کیفیات بصری: نحوه قرارگیری و سازماندهی عناصر را در کنار هم کیفیات بصری می گویند.

تعادل، توازن، ریتم، حرکت، کشش و بُعد

ترکیب بندی: نحوه قرارگیری کیفیات بصری به نحوی که هنرمند به وحدت برسد (سازماندهی عناصر بصری) و به تعبیری دیگر : ترکیب بندی عبارت است از مدیریت عناصر بصری درون یک کادر جهت ارائه یک مفهوم به مخاطب

تعادل بصری: هرجایی که با مفهوم تقارن روبرو هستیم تعادل را نیز داریم یا به تعبیری دیگر : یکی از ساده ترین و سریعترین راه ایجاد تعادل،  تقارن است.

تصاویری که نا متقارن هستند اما تعادل دارند از تنوع بصری برخوردارند.

وزن بصری: قدرت جذابیت برای چشم، نقطه تمرکز چشم، سنگینی، انرژی بصری

عناصر هرچه بزرگتر باشند سنگین تر هستند.

عناصر هرچه تیره تر باشند سنگین ترند.

عناصر هر چه کنتراست(تضاد) بالاتری داشته باشند سنگینی بیشتری دارند.

رنگهای گرم از رنگهای سرد سنگین ترند.

هر چه عناصرلبه های تیزتری داشته باشند سنگین تر از عناصری هستند که لبه های نرمی دارند.

هر چه تجمع عناصر بیشتر باشد سنگینی آن بیشتر است

کنتراست(تضاد) می تواند از نظر رنگ(مثلاً رنگهای سرد و گرم) ،فرم(شکل)، اندازه، جهت، مفهومی(مثلاً زشتی و زیبایی) باشد.

ریتم وحرکت: از تکرار منظم اشکال و احجام(عناصر بصری) که دارای نظم و هماهنگی باشند ریتم بوجود می آید که ریتم می تواند متناوب باشد( چند عنصر که با یک نظم تکرار شده باشند) می تواند تکراری باشد( یک عنصر در آن تکرار شده) می تواند پیشرونده باشد( یک آهنگ خاص منظم داشته باشد  و می تواند افزاینده و یا کاهنده باشد و وسعت زیادی دارد مانند نت موسیقی، در ریتم تعادل و رسیدن به یک نظم و هماهنگی در یک عنصر بصری وجود دارد.

همراه با ریتم حرکت هم می آید و یکی از راههایی که می توانیم حرکت مصنوعی ایجاد کنیم ریتم است.

حرکت:هر ماده ای در ذات خویش در حرکت و تکاپوست و هر موجودی در طبیعت، از تحرک درونی برخوردار است.حرکت در یک تصویر، ممکن است با نقطه و یا خط ایجاد گردد و به شکل های مختلفی مطرح شود. شکل حرکت ممکن است به صورت مارپیچ، مدور، زیکزاک و راست باشد. جهت حرکت نیز ممکن است بالا، چپ، راست و... باشد. هر عنصر تصویری یا هر شکلی، ممکن است انرژی حرکت را کم و بیش داشته باشد.
مثلا در شکل مثلث انرژی حرکت به جانب گوشه ها و زوایای آن در جریان است، در لوزی به جانب قطرهای کوچک وبزرگ .
هر سطحی با توجه به برتری یک جهت آن، انرژی حرکتی را به جانب همان جهت نشان می دهد و تحت تاثیر کشش های وارده از جهت های مختلف، به سمتی که طول بیشتری دارد حرکت می کند.

فهوم حرکت را به صورت های دیگری می توان ادراک نمود، از جمله در اثر تکرار یک عنصر بصری، که این کار بوسیله تکرار عناصر زیادی امکان پذیر است.
مثلا حرکت یک دایره در صفحه بوسیله تکرار مداوم که باعث بوجود آمدن نوعی ریتم نیز می گردد.

نقاط طلایی:

هر زمانی که کادر را به سه قسمت مساوی افقی و عمودی تقسیم کنیم نقاطی که از برخورد خطوط ایجاد می شود نقاط طلایی  می نامند که هر عنصری که روی نقاط طلایی قرارگیرد بیشترین انرژی را دارد(البته انرژی هر نقطه نیز با دیگری متفاوت است).

بافت: رویه ی هر چیزی و نمود ظاهری اشیاء را  از نظر بصری بافت می گویند . بافت یکی دیگر از عناصر هنرهای تجسمی است که معمولا آن را تنها با حس لامسه در ارتباط می دانند، در حالیکه اهمیت آن، بیشتر در ارتباط با نیروی خاص و استعداد اکتسابی قوه ی بینایی است که در اثر تجربه به دست می آید.اگر این عنصر از طریق هر دو حس یعنی لامسه و بینایی تواما تجربه و شناخته شود، ابعاد وسیع تری از مفاهیم را قابل درک می کند.مواد صاف و نرم، زبر و خشن، براق و کدر، مانند چوب، شیشه، پنبه، سنگ، کاغذ و...

چیزی که ما از دوران کودکی بوسیله ی حس لامسه درک می کنیم برای ما ایجاد سابقه ی ذهنی در مورد بافت های گوناگون می کند، به طوری که با نگاه به بافت فورا زبری و نرمی آن را حس می کنیم! عنصری که به کار گیری آن در یک ترکیب بندی می تواند تاثیرات بی نظیری بر دید مخاطب داشته باشد.

پس برای بررسی یک اثر با در نظر گرفتن موارد فوق به چند نکته نیز توجه داشته باشیم:

استفاده از رنگ سفید می تواند نشان دهنده وارستگی و پاکی باشد.

قرارگرفتن یک عنصر بصری در ضد نور می تواند مفهوم گرفتن هویت آن عنصر را داشته باشد.

استفاده از تیرگی و سیاهی در کار می تواند مترادف با ترس و ناشناختگی باشد.

ایجاد کشیدگی در تصویر حرکت ایجاد می کند.

استفاده از کادر مناسب با اثر بسیار مهم است (کادر افقی و عمودی)

بدترین حالت یک عکس می تواند زمانی باشد که یک عنصر دقیقا در وسط کار قرار گیرد.اما اگرعمدا چنین کاری انجام شده باشد باید به دنبال مفهومی که خالق آن اثر برای آن در نظر داشته بگردیم.

خارج از کادر نشان دادن جسم نشان دهنده بزرگی و عظمت آن است.


اگر فکر می کنید مطلبی فراموش شده لطفاً آن را یادآوری کنید.



:: موضوعات مرتبط: درباره دروس
ن : بهاره الیاسی
ت : دوشنبه پانزدهم خرداد 1391

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید